مازندران
مازندران دوران باستان

در روزگار سلطه کیانیان بر ایران، کاووس کیانی که داستان صفا و نزهت بهشتی مازندران یا سرزمین دیوان را از زبان نغمه‌ساز می‌شنود، به وسوسه رامشگر آهنگ تسخیر مازندران می‌نماید:
شنیدم یکی نو سخن بس گران که شه دارد آهنگ مازندران






پس با لشگری گران به مازندران می‌رود، اما در تلاقی دو سپاه، سپاهش از دیوان مازندرانی شکست می‌خورد و خود نیز اسیر دیو سپید می‌گردد. قبل از ورود آریائیها به این سرزمین طوایف مختلفی در آنجا سکونت داشته‌اند. از جمله این اقوام می‌توان از تپوریها، آماردها و کادوسیها نام برد. اقوام تپوری در مازندران زندگی می‌کردند. آماردها در نواحی کوهستانی بین رودخانه هزار آمل و تنکابن تا دیلمستان و سفید رود به سر میبرده‌اند. کادوسیها نیز در گیلان سکنی گزیده بودند.




آماردها (آمردها)

آمارد، آمرد، آمار یا ماردها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) مردم این قبیله آریایی و سکایی، پیش از ورود گروه‌های بعدی آریاییها یعنی ماد، پارس و پارت در قسمتی از مازندران و گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیانبخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آنها «مارد» نیز گفته‌اند. آنها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند. در کتاب گیلان (سال ۱۳۸۰) قوم آمارد قومی مستقل شناخته می‌شوند. شاید تات‌ها و دیلمیان و آموییان را بتوان فرزندان آنان دانست.




مادها

در زمانی که فلات ایران به خصوص نواحی زاگرس صحنه جنگ و خونریزی آشوریان و اقوام دیگر بود، مردمان نواحی جنوبی دریای خزر در آرامش و امنیت و شرایط مناسب اجتماعی زندگی می‌کردند و اقوام نواحی دیگر به آنها پناهنده می‌شدند. یکی از طوایفی که به نواحی جنوب خزر پناهنده شده است طایفه مغان، یکی از طوایف شش‌گانه ماد بوده است. در دوره حکومت آرته یس مادی (شاه قبل از دیا اکو) جنگی بزرگ بین کادوسیان و مادها اتفاق افتاد. علت این جنگ بدبینی یکی از پارسیهای صاحب نفوذ در دربار شاهی به نام پارسد (پارساداس) نسبت به شاه بود. او زمانی از شاه رنجیده خاطر گردید و با سه هزار نیروی جنگی به سرزمین کادوس‌ها می‌رفت و حمایت آنها را جلب می‌کند و آنها بر علیه مادها تحریک نمود. آرته یس سپاهی انبوه را به مقابله با او فرستاد. در جنگی که بین آنها رخ داد، سپاه ماد شکست خورد و کادوسیها پارسد را به پادشاهی خود انتخاب کردند. او همواره به قلمرو ماد تجاوز می‌کرد و به غارت آن حدود می‌پرداخت.




هخامنشیان

حکومت هخامنشیان از حدود ۶۷۵ ق. م آغاز شده و تا سال ۳۳۰ ق. م ادامه یافته است. سر سلسله این دودمان هخامنش بوده که پس از آن چیش پیش اول، کمبوجیه اول، کورش اول، چیش پیش دوم، کوروش دوم، کمبوجیه دوم، کوروش سوم (بزرگ)، کمبوجیه سوم و... بر این سرزمین حکومت کردند. کوروش پس از فرو ریزی دولت آریائی ماد، مشغول تهیه مقدمات یک حکومت نیرومند شد. او ارتشی از عناصر سپاه ایران و حاشیه دریای خزر فراهم کرد.

اقوام ساردی، تپوران، کادوسیان و سکائیان از جمله نیروهای برجسته شرکت کننده در اردوی کوروش بودند. در این نبرد کوروش تپوران مازندرانی و کادوسیان گیلانی را از ارتش جدا نمود و آنها را ترغیب به حمله نمود. در اثر حمله این نیروها سپاه لیدی شکست خورد و شهر سارد به محاصره سربازان کوروش در آمد. بعد از این جنگ آماردها و کادوسیان همچنان در حلقه اتحاد کوروش باقی ماندند و در اکثر جنگ‌های زمان او شرکت فعال داشتند. در زمان ذوالقرنین، ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شد و مازندران و طبرستان به یکی از اعیان فارس سپرده شده بود. در جنگ خانگی مشهور به «کوناکسا» بین اردشیر هخامنشی و برادرش کوروش کوچک، کادوسیان به حمایت از اردشیر پرداختند. در این جنگ فرمانده قوای کادوسی به نام آرته گرس کشته شد. ۱۴ سال بعد از جنگ کوناکسا، کادوسیان علیه هخامنشیان قیام کردند. اما اردشیر با سپاهی انبوه آن را سرکوب نمود و آنها نیز اطاعت از دولت مرکزی را پذیرفتند.




سلوکیان

به هنگام حمله اسکندر در سال ۳۳۱ ق. م، تمامی اقوام کناره خزر یعنی آماردها، کادوسیها، تپوریها، هیرکانیها و کاسپیها سپاهی مرکب از هشت هزار نفر پیاده و سواره تشکیل داده و به کمک داریوش سوم هخامنشی فرستادند. این قشون تحت فرماندهی یکی از فرماندهان شجاع به نام «مازه» قرار گرفت. در این نبرد که «جنگ گوگمل» خوانده می‌شد، جنگی هولناک میان گارد شاه و جنگجویان نخبه یونانی درگرفت. شجاعتهای اقوام مزبور در این جنگ عظیم یکی از درخشان‌ترین فصول جنگ‌های ایران و یونان شناخته می‌شود. اسکندر پس از فتح و غارت و آتش زدن تخت جمشید، پایتخت ایران هخامنشی، چون شنید که داریوش قصد بازسازی سپاه خود را دارد، سپاه خود را به سه قسمت کرد. او «پارمن ین» را مأمور فتح سرزمین کادوس گیلان نمود تا راه کمک آنان به داریوش را قطع نماید. «کراتر» دوست نزدیک اسکندر و سردار لایق وی نیز جهت اشغال سرزمین تپوران طبرستان مأموریت یافت. این دو سردار مأمور بودند پس از تسخیر سرزمین‌های گیلان و مازندران، در گرگان به اسکندر که خود با بخشی از ارتش خویش داریوش را تعقیب می‌کرد، بپیوندند. «کراتر» با سازشی که با «فرادات» تپوری سردار این قوم نمود، طبرستان را به راحتی اشغال کرد، ولی پارمن ین از تسلط بر سرزمین دلیران کادوس عاجز ماند. اسکندر پس از قتل داریوش، خود تصمیم به یکسره کردن کار مردم آمارد و کادوس، گرفت. قوای اسکندر در بیشه‌های متراکم خزری و ارتفاعات جنگلی با آماردها درگیر شدند و تلفات و خسارات فراوانی متحمل شدند. سرانجام آماردها نمایندگانی اعزام داشتند و راه سازش پیش گرفتند. پس از مصالحه، رسیدگی به امور منطقه آمارد نشین نیز به «فرادات» تپوری طبرستانی که قبلاً تسلیم کراتر سردار اسکندر شده بود، واگذار گردید. لازم به ذکر است که بعدها، در روزگار فرمانروایی جانشینان اسکندر در ایران، در جنگ رافیا ق. م، کادوسیان را از جمله لشگریان سلوکی می‌بینم.




اشکانیان

پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت. اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند. آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.




ساسانیان

بعد از اسکندر و جانشینانش گیلان و مازندران حالت استقلال داشته‌اند. گشنسب شاه در این دوران بر مازندران حکومت میکرده است و خاندان او از ۳۳۰ ق. م تا ۵۲۹. م نزدیک به نهصد سال حکومت کرده‌اند. در دوران سلطنت بهرام گور (۴۲۰ـ۴۳۸. م)، پس از آنکه بهرام بر خاقان پادشاه ترکان پیروز شد، با خبر شد که یکی از سران دیلم با لشکری انبوه به ری و سرزمین‌های اطراف آن حمله و جمعی را اسیر نموده است. او همچنین نگهبانان مرزی آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرام‌گور، مرزبان را با سپاهی به ری فرستاد. سپس خود بهرام نیز به او پیوست و بیدرنگ به سوی دیلم روان شد. دو سپاه در میانه راه به یکدیگر رسیدند. بهرام، سردار دیلمی را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهیانش را بخشید و آنها در شمار یاران نزدیک بهرام قرار گرفتند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از خاندان گشنسب برنیامد ولی کیوس (کی وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان و گیلان شتافت و ترکان را تار و مار ساخت. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.

ظهور مزدک و افکار مزدکی، قباد شاه ساسانی را مجذوب خود ساخت و او نیز پس از قبول این آیین، به تبلیغ آن پرداخت. اما دیری نپایید که شاه ساسانی قربانی یک توطئه پنهان شد و از قدرت برکنار شد و به این ترتیب نهضت مزدکی نیز خاتمه یافت. مدتی بعد کیوس، شاه گیلان و مازندران و برادر خسرو انوشیروان ـ فرمانروای ایران ـ به کیش مزدکی درآمد. در دوران انوشیروان مزدکیان سرکوب شدند و بیشترین تلفات را مزدکیان در گیلان و بلوچستان دادند. کیوس، حاکم مازندران و گیلان به دعوت برادر خود انوشیروان جهت همکاری در سرکوب ترکان ماوراء جیحون با مردان مازندران، دیلمیان و گیل‌ها بر ترکان تاخت. او بعد از حمله دوم خود به ترکان و کسب پیروزی، هوای حکومت ایران کرد و به مدائن حمله برد، ولی اسیر شد و سر خود را در این داعیه از دست داد. (۵۲۹ ـ ۵۳۶. م). پس از قتل کیوس، انوشیروان حکومت طبرستان و مازندران را به فرزندان امیر سوخرا (که از امرای فیروز بن هرمز بود) سپرد. پنج نفر از این خاندان به نام‌های زرمهر بن سوخرا، داد مهر بن زر مهر، ولاش بن داد مهر، دار مهر بن ولاش و آذرولاش بن داد مهر به مدت ۱۱۰ سال بر نواحی ساحلی خزر حکومت کردند.

پس از آذر ولاش، این ولایت به گیل بن گیلانشاه گاو باره که از نوادگان جاماسب بن فیروز ساسانی بود سپرده شد. گیلان بن گیلانشاه فرمانروایی مقتدر بود که حکومتی قوی در روزگار یزدگرد سوّم در گیلان و مازندران برپا کرد. مازندرانیها او را گیل گاو باره نامیدند. گاو باره پایتخت را از ماندران به گیلان انتقال داد و از گیلان تا گرگان عمارات و قصرهای عالی ساخت. مدت فرمانروایی او بر دو منطقه بزرگ خزری پانزده سال بود. بعد از او دابویه فرزندش بر این منطقه حکومت کرد. در این زمان اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و پایتخت ساسانیان مدائن را متصرف شدند. پس از جنگ قادسیه، یزدگرد ساسانی که از سلطنت کردن نا امید شده بود، «باو» را از آتشکده اصطخر فارس دعوت به همکاری نمود. باو پس از عزل از حکومت مازندران و گیلان در زمان شیرویه ساسانی در این آتشکده منزوی شده بود. او تا ری یزدگرد را همراهی کرد ولی از شاه ساسانی خواست تا به زیارت آتشکده کوسان پایتخت باستانی طبرستان که بنای جدش کیوس بود رفته و از آنجا در گرگان به شاه ملحق شود، ولی پس از رسیدن به آتشکده چون از سقوط ساسانیان مطمئن بود، در همانجا معتکف شد. سقوط ساسانیان زمینه تاخت و تاز ترکان ماوراء النهر به مازندران را فراهم کرد و چون حاکم وقت یعنی «باو» حکومت را رها کرده بود، مردم دچار صدمات زیاد شدند مردم از «باو» که در آتشکده کِوَسان معتکف شده بود، خواستند قدرت را به دست گیرد و او با تعهد گرفتن از مردم مبنی بر حکومت مطلق وی بر مازندران، به حکومت بازگشت و نوادگان او به نام آل باوند یا باوندیان در مازندران و بعضا گیلان قرن‌ها حکومت داشتند. بعدها فرخان بزرگ، فرزند دابویه از سلسله گاوباره حکومتی پرصلابت ابتدا در گیلان و سپس در مازندران تشکیل داد و در مرز و بوم خود دست به عمران و آبادانی زد.
برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و آن پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین.

پندار دیگر آنست که "ایندرا" را از خدایان افسانه‌ای آریایی بدانیم که در نوشته‌های سانسکریت همانند "ریگ ودا" دیده می‌شود؛ "ایندرا" خدای باران، آذرخش و تندر، جنگاوری و فرمانروای دیوان (خدایان) است و بهشت را در دست دارد. سوار بر ابرها باران می‌آورد و بیابانها را بوستان می‌کند. اژدهای خشکسالی در کوهستان را نابود می‌سازد. "ایندرا" در کوه خانه دارد. در اوستا، "ایندرا" دیو بیهنجاری و در ستیز با اردیبهشت است.

نام کهن و اصلی مازندران طبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم؛ البی که درآن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بابل تا شهر گرگان امتداد دارد. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که مرکز آن آمل و از آمل تا تنکابن و قوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند.

برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند.

به باوری دیگر، نام مازندران برگرفته از کوه ماز است. پس مازندران سرزمینی است که کوه ماز در آن جای دارد (ماز+اندر+آن). رشته کوه ماز در جنوب مازندران، در راستای غرب به جنوب شرق کشیده شده‌است. رشته کوه ماز هم راستا با دوبرار در دشت لار و پلور است که تا فیروزکوه پیش می‌رود. مردم دماوند هنوز به این کوه بلند که در شمال شهر دماوند امتداد یافته، ماز می‌گویند. از سوی دیگر در لاسم و در میان رشته کوه دوبرار، قله‌های بلندی مانند انگمار، سیاه کمر دیده می‌شود که یکی از آنها قله بلند ماز است.




نمادها

نماد مازندران قله دماوند، ببر مازندران، اسب کاسپین، دریا، جنگل و شالی (برنج) است.




شهرهای باستانی

آبسکون
هزارجریب
یانه سر
تمیشه
رستمدار
تنکابن
فریم
واتاسان
لاریجان
دربند کلیس






مشاهیر

استان مازندران دارای مشاهیر و اشخاص برجسته‌ای می‌باشد.

نیما یوشیج: شاعر معاصر ایرانی و بنیانگذار شعر نو فارسی
رضا شاه: سرشناس به رضاخان سردارسپه، شاه ایران و بنیانگذار دودمان پهلوی بود.
بهداد سلیمی: وزنه‌بردار ایرانی دستهٔ فوق سنگین، دارندهٔ رکورد یک ضرب جهان و قویترین مرد جهان
محمدولی تنکابنی: یکی از دو فاتح معروف تهران در جریان انقلاب مشروطه، پنج دوره رئیس‌الوزرای ایران و معروف به سپهسالار اعظم
خسرو سینایی: کارگردان و فیلمنامه‌نویس
امیر پازواری: برجسته ترین شاعر مازندرانی سُرای، معروف به «شیخ‌العجم» و «امیرالشعرا»
پرویز ناتل خانلری: ادیب، سیاست مدار، زبان‌شناس، نویسنده و شاعر معاصر ایرانی
سید عبدالحسین مختاباد: آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی ایران
فرهنگ شریف نوازندهٔ سرشناس تار ایرانی
مسلم بهادری: از استادان نامدار و پیشکسوتان پزشکی امروزین در ایران
بهروز برومند: پزشک ایرانی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی
اسپهبد : مرزبان یکی از ملوک طبرستان و از شاهزادگان آل باوند
احمد مشیرالسلطنه : نخست‌وزیر دوران مشروطه و محمدعلی‌شاه
عبدالله موحد: کشتی‌گیر آزاد میان‌وزن دارندهٔ ۶ مدال طلای جهان و المپیک و از مشاهیر کشتی ایران به همراه غلامرضا تختی در رتبه اول و در تالار افتخارات فیلا در جایگاه یازدهم جهان قرار دارد.
امامعلی حبیبی : سریع ترین کشتی‌گیر جهان، ملقب به ببر مازندران و دارندهٔ ۴ مدال طلای جهان و المپیک
احمد کشوری: خلبان جنگ تحمیلی
علی‌اکبر شیرودی خلبان جنگ تحمیلی
شیخ فضل‌الله نوری: از مجتهدان شیعه دوازده امامی و از منتقدین انقلاب مشروطه ایران
علی لاریجانی: سیاست‌مدار، رییس پیشین سازمان صدا و سیما و وزیر ارشاد و دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده و هم‌اکنون، نماینده و رئیس هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی
صادق لاریجانی: رئیس قوه قضاییه ایران و از اعضای فقهای شورای نگهبان
ناطق نوری: عضو جامعه روحانیت مبارز و رئیس کنونی دفتر بازرسی علی خامنه‌ای، نماینده مردم در دوره‌های اول، سوم، چهارم و پنجم و رئیس مجلس دوره‌های چهارم و پنجم رییس مجلس شورای اسلامی نماینده روح‌الله خمینی در وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشور در دولت موقت محمد رضا مهدوی کنی و دولت اول میرحسین موسوی
حسن حسن‌زاده آملی: روحانی مجتهد و ریاضی‌دان، استاد حوزه علمیه، اندیشه، فلسفه و اخترشناسی
عبدالله جوادی آملی: (زادهٔ ۱۳۱۲ در آمل) فیلسوف، مفسر قرآن، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، عضو پیشین مجلس خبرگان رهبری، از امامان جمعه موقت پیشین قم، مدرس حوزه علمیه و یکی از مراجع تقلید شیعه
ابوالعباس قصاب آملی: عارف و صوفی قرن چهارم
میر حیدر آملی: عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم
میرزا هاشم آملی: فقیه و عالم بزرگ معاصر
منوچهر ستوده: ایرانشناس، جغرافیدان، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر ایرانی
رضا یزدانی: برترین کشتی‌گیر فعلی جهان در وزن خود و ملقب به پلنگ جویبار
سید ابوالحسن شمس‌آبادی : روحانی
پسر شهر آشوب: مفسر، محدث، ادیب و فقیه بزرگ شیعه
فخر رازی: فقیه و فیلسوف مسلمان ایرانی
ابن ربن طبری: پزشک بزرگ ایرانی سده ۳ قمری (۹ میلادی)
محمد بن محمود آملی: پزشک، فیلسوف شهیر ایرانی
لطف‌الله مجد: نوازنده تار
ابوسهل بیژن کوهی: ریاضیدان و ستاره‌شناس سدهٔ دهم ایرانی
محمد بن جریر طبری: مورخ، مفسر قرآن و مؤلف کتاب «تاریخ طبری» است که از او به عنوان بزرگترین تاریخ نویس جهان یاد می‌شود.
ابن اسفندیار: مورخ قرن ششم و هفتم و مولف کتاب تاریخ طبرستان
شیخ طبرسی: دانشمند و فقیه شیعه
محدث نوری: فقیه، مفسر، شاعر ایرانی
ملا علی کنی: از فقهای بزرگ امامیه، مجتهد بزرگ و متنفذ ایران در زمان قاجار
عماد الدین ابو جعفر طبری عالم، زاهد بزرگ ایرانی و مولف: شرح مسایل الذریعه، بشاره المصطفی الشیعه المرتضی، معارف الحقایق، نهج الفرقان و تحفه الابرار.
طالب آملی: معروف به طالبا و ملک الشعرا از شاعران بزرگ پارسی‌گوی سدهٔ یازدهم قمری
شیخ خلیفه مازندرانی: بنیان‌گذار نهضت سربداران خراسان
محمد بن جریر بن رستم طبری: دانشور و کلام‌شناس برجسته امامی اواخر سده سوم قمری
سعیدالعلماء: از فقها و مراجع تقلید ایرانی در قرن سیزدهم شمسی
سید رضی لاریجانی: مجتهد، عالم، بزرگ علوم عرفانی، و پایه‌گذار مکتب تهران
یحیی بن ابی‌منصور: اخترشناس بزرگ ایرانی
بهاءالله : پایه‌گذار دین بهائی
فردوس حاجیان : نویسنده کتاب‌های آموزشی کودکان و نوجوانان، رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، پژوهشگر برتر صندوق علمی فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)، مدیر سابق فرهنگ و هنر مرکز گفتگوی تمدن‌ها و رئیس سابق دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی
کیوس گوران: پایه‌گذار شعر انتقادی و اجتماعی مازندرانی در عصر معاصر، نویسنده، خواننده و روزنامه‌نگار طبری
علی یخکشی : بنیان‌گذار و پدر علم محیط زیست ایران، فعال و نویسنده حوزه محیط زیست
دلکش: خوانندهٔ فارسی و مازندرانی خوان با صدای آلتو که در دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰
داوود رشیدی : هنرپیشهٔ تئاتر سینما و تلویزیون ایران
شهاب حسینی: بازیگر سینما و تلویزیون ایران
سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد : روحانی مخالف حکومت پهلوی
سیمین غانم: خواننده
پیروز مجتهدزاده: جغرافیدان، محقق و کارشناس مسائل سیاسی
ظهیرالدین مرعشی : نویسنده، مورخ، سیاستمدار سدهٔ نهم قمری و مولف کتاب‌های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران
عزالدین آملی: عالم شیعه، ریاضیدان، سده دهم هجری قمری
غلامحسین بنان: خواننده بنام ایرانی، عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران
میرزا آقاخان نوری: دومین صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار
سید حسین فلاح نوشیروانی: از خیرین بنام بابَل، مازندران و یزد
حاسب طبری: ریاضیدان و ستاره‌شناس فارسی نویس
منوچهر طبری: فیلمبردار، کارگردان و مستندساز عرصهٔ فرهنگ-صنعت ایرانی
عبدالحسین نوایی: تاریخ‌نگار ایرانی
ابوالحسن طبری: پزشکی دانشور و از شاگردان محمد زکریای رازی
مؤید بالله آملی: فقیه، ادیب و شاعر و محدث معروف
سید محمدعلی داعی‌الاسلام : شاعر، ادیب و فرهنگ نویس ایرانی
صوفی مازندرانی: شاعر و صوفی، جهانگرد، اهل علم متخلص به صوفی مازندرانی
زین‌العابدین حائری مازندرانی: فقیه و مجتهد بزرگ شیعه در قرن ۱۳ قمری که معروف به سعیدالعلما
شاهرخ مسکوب: پژوهشگر، شاهنامه‌پژوه، مترجم و نویسنده ایرانی
سلمان هراتی: شاعر نوپرداز و متعهد
مراد محمدی: کشتی‌گیر ایرانی وزن ۶۰ کیلوگرم
حسن رنگرز : یکی از پرافتخارترین فرنگی (کشتی) کاران
مکرمه قنبری: (شناخته شده به نام ننه مکرمه) نقاش سبک پست مدرنیسم، بانوی سال نقاش در سال ۲۰۰۱
نوشاد عالمیان: برترین ورزشکار حال حاضر در رشته تنیس روی میز در تاریخ ایران
عبدالرضا شیخ الاسلامی: اولین وزیر ایرانی تعاون، کار و رفاه اجتماعی
محمدتقی دانش‌پژوه: نویسنده، مصحح، مترجم و نسخه‌پژوه ایرانی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی
عبدالله احمدیه: پزشک، طبیب، سرگرد ارتش، استاد دانشگاه
احمد قهرمان : گیاه‌شناس، استاد دانشگاه، تالیف بیش از چهل اثر در زمینه‌های مختلف گیاه‌شناسی، تالیف مهمترین مرجع پژوهش درباره جغرافیای گیاهی ایران(مجموعه فلور رنگی ایران)، دریافت مدال طلای اینشتین، دریافت جایزه سازمان یونسکو، دریافت مدال طلای جشنواره خوارزمی و تالیف کتاب سال دوره سیزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
ابن فرخان طبری : ستاره‌شناس و معمار ایرانی، مترجم از زبان پارسی میانه(پهلوی) در سال ۸۰۰ میلادی
احسان الله خان دوستدار : ملقب به رفیق سرخ سیاستمدار انقلابی ایرانی، دومین چهره برجسته جنبش جنگل و رهبر جناح رادیکال آن بود
فرامرز سلیمانی: شاعر، مترجم، روزنامه‌نگار، ناشر و ویراستار ادبی ایرانی
ایرن: هنرپیشهٔ ارمنی تئاتر، سینما و تلویزیون
محمدعلی سجادی: کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، تدوین‌گر و طراح صحنه و لباس
پوران فرخزاد: نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر
لطف‌الله مجد: نوازنده تار
قاسم رضایی: کشتی‌گیر فرنگی و دارندهٔ مدال طلای المپیک لندن که در وزن ۹۶ کیلوگرموی بعد از وقوع زلزله اهر، هریس و ورزقان مدال طلای المپیک لندن خود را به زلزله‌زدگان تقدیم نمود. وی در این زمینه گفته بود که این مدال را نتیجه دعای بسیاری از زلزله‌زدگان می‌داند.
مسعود منفرد نیاکی: جانشین رئیس اداره سوم (عملیات) ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده لشکر ۹۲ زرهی در زمان جنگ ایران و عراق
منوچهر فرهنگ: پدر علم اقتصاد ایران






جاذبه‌های گردشگری
جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی

باغ عباس‌آباد
مشهد میر بزرگ
گوهرتپه
پل محمدحسن‌خان بابل
پل معلق بابلسر
آرامگاه میر حیدر آملی
دخمه سنگی کافر کلی
پل دوازده چشمه
برج رسکت
غار اسپهبد خورشید
برج دید بانی کاخ بابل
مجموعه تاریخی فرح‌آباد
حمام فرح‌آباد
تپه قلایا قلعه کتی
خانه شهریاری
خانه نیما یوشیج
حمام وزیری
پل چشمه کیله
پل هفتصد و هشتاد و یک
خانه کلبادی (ساری)
برج لاجیم
سه گنبدان
برج سلطان زین العابدین مرعشی
امامزاده عباس
آرامگاه ناصرالحق
کاخ شاپور
بازار قدیم آمل
گورستان سفید چاه
آتشکده کوسان
پل ورسک
غارهای رستم کلا
پل شاپور
تپه شورکا
پل چشمه کیله
غار هوتو کمربند
باغ چهلستون بهشهر
عمارت شهرداری تنکابن
قلعه سفید
قلعه حسن بور سرخکلا
نقش برجسته شکل شاه
قلعه کنگلو
چشمه عمارت
بانک ملی ساری
پل تجن
خانه رمدانی
مسجد امیراسعد
غار سیاه پور امیری
برج دیده بانی شروین باوند
مجموعه پل‌های راه آهن سوادکوه
کلیسای سرخ‌آباد
قلعه پیش
امامزاده هفت تنان
محوطه و گورستان جیر لپه دشت
حمام قدیم میرزا یوسف
آب‌انبار میرزا مهدی
تپه تیموری
تپه شاه نشین ساری
کاخ جهان‌نما
بنای سنگی کوره سر
پل دو دهانه خشت نو
غار آب اسک
آرامگاه سید حسن
آرامگاه شاه بانو زاهد آملی
تپهٔ گیان
برج دیدبانی بابل
برج هشتل
قلعه‌گردن
تپه جانب
پل معلق آمل
آتشکده آمل
فیل سنگی
شیر سنگی
قلعه ملک بهمن
قلعه تمیشان
کاخ نور
کیجا پل
برج هشتل
قلعه پولاد
مقابر سلاطین استندار
کاخ مرمر رامسر
ساختمان فرمانداری رامسر
هتل قدیم رامسر
تنگه بند بریده
ملک جوی (کانال)
قلعه کتی ابوالحسن کلا
تپه قلعه کش
قلعه گردن
قلعه دختر
قلعه سنگی
برج‌های گبری
تپه عیسی کتی
هتل بنیاد پهلوی
آرامگاه درویش علم بازی
کاخ چای‌خوران
تپه کلار
تخت فریدون
پل سنگی
کاروانسرای گدوک
ساختمان دارائی
حمام شیخ موسی
حمام لمراسک
گورستان نیلا
قلعه کهرود
کیجا پل
تپه هزاره
دو هزار
پلور
تکیه پهنکلا
تپه یوزباشی
تپه قائمشهر
مجموعه بناهای افغان نژاد
تپه امیرکلا
قلعه فرنگیس
خانه منوچهری
خانه اربابی
خانه حاج ملا حسن
بقعه شمس آل رسول
تپه قلعه کتی
برج سی شاهاندشت
پل آجری خرما کلا
محوطه پیر درویش
تپه سنگر (شاه نشین)
کاخ شهرداری
کاروانسرای تنگ سفید آب
تپه کوتر دین
کاروانسرای کمبوج (گامبوش)
سه خط طلا
تپه‌های میر بزار
مجموعه بناهای نجفی
قلعه ملک کیومرث






جاذبه‌های مذهبی

امامزاده اطرب
پیر تکیه گتاب (بابل)
امامزاده ابراهیم بابلسر
امامزاده عباس ساری
امامزاده عبدالله آمل
امامزاده یحیی ساری
حسینیه آمل
امام زاده قاسم بابل
قدمگاه خضر
مسجد جامع آمل
مسجد جامع بابل
مسجد جامع ساری
مسجد امام حسن عسگری
مسجد مولانا
مسجد محدثین
مسجد آقا عباس
مسجد سیدالعلما در بابل
مسجد چهارسوق بابل
مسجد جامع بلده
بنای امامزاده محمد طاهر
آرامگاه ملا محمد شهرآشوب
آرامگاه درویش فخرالدین
آرامگاه امامزاده سید علی کیا سلطان
امامزاده سید ابوصالح
آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا
امامزاده قاسم آمل
امامزاده تاج الدین
امامزاده ابراهیم
مسجد جامع چهارمحل آهی محمودآباد
امامزاده هاشم (هراز)
امامزاده سید اسکندر
امامزاده عبدالله پایین کولا
امامزاده قاسم عیسی خندق
امامزاده علم بازی
امامزاده سرست
تکیه تاکر نور
تکیه پیرعلم
تکیه حصیر فروشان






سقانفارها

سقانفار هندوکلا
سقانفار کیجا
سقانفار تلیگران
سقانفار فیروزجا
سقانفار کبودکلا
سقانفار قادیکلا
سقانفار آرمیج کلا
سقانفار کیجا تکیه
سقانفار چهارمحل آهی محمودآباد






جاذبه‌های طبیعی

فهرست جاذبه‌های طبیعی استان مازندران:

دماوند
باداب سورت
پارک ملی لار
علم کوه
سد لار
غار دانیال
آبگرم لاریجان
آبگرم استرابکوه
آبشار تمیره
آبشار یخی
آبشار پرومد
آبشار آب پری
آبشار نجار
پارک نمونه گردشگری پایین‌لموک
آبشار شاهاندشت
آبشار لار
هراز (رود)
الیمستان
آبشار قلعه دختر
آبشار تیرکن
هفت آبشار بابل
آبشار اسپه او
آبشار اسله
آبشار گوزو
آبشار سنگ نو
آبشار ایج
آبشار آکاپل کلاردشت
آبشار هریجان
آبشار هفت چشمه چالوس
آبشار جواهرده
آبشار هفت سنگ ساری
آبشار سنگ درکا
آبشار سواسره
بوستان جنگلی چالدره
آبشار سنگده
آبشار کیاسر
دریاچه ولشت
پارک جنگلی کشپل
دریاچه شورمست
سد و دریاچه الیمالات
دریاچه ساهون
آمولو
چشمه آب معدنی قرمرض
دشت و آبشار دریوک
سد شهید رجایی
آبشار یخی
آبشار چلندر
پارک جنگلی چالدره
دشت ناز
جواهرده
بابلرود
شکارگاه‌های امیری
تالار (رود)
دریا چه خضر نبی
رودخانه چالوس
ﺁبشار ایج یا ده قلوه
ﺁبشار ﺁلامل
شبه جزیره میانکاله
پارک جنگلی شهید زارع
کاعون
کوه بلور
چشمه رامسر
آبشار لفور
زیارو
دریاچه میانشه
جنگل شیاده
چشمه آب گرم آرزو
سد البرز
مجموعه گل پل
مجموعه توریستی بابلسر
پارک طلایی
دریاچه الیمالات
منطقه نوا و آب اسک
آبشار هریجان
آبشار تیرکن
سد آویدر
پارک جنگلی میرزا کوچک خان






موزه‌ها

موزه تاریخ و مردم شناسی شهر بابل
موزه تاریخ شهر ساری
موزه تاریخ آمل
موزه تماشاگه خزر چالوس
موزه کندلوس نوشهر
موزه خشکه‌داران







آبشارها

مازندران به دلیل شیب تند سلسله جبال البرز که سر چشمه رودهای فراوانی است، آبشارهای کوچک و بزرگ متعددی دارد که از نواحی مختلف آن سرازیر می‌شوند و عمدتا در نواحی مرکزی این سلسله جبال قرار دارند. به طور کلی آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی هم در کوهستان وجود دارند و هم در بیشه‌ها و جنگلها و در برخی نواحی نیز ترکیبی از مجموعه کوهستانی را توام دارند. از آنجایی که این آبشارها در ارتفاعات و دامنه‌های بلند البرز قرار گرفته‌اند دارای اقلیمی مساعد و هوایی دلپذیر به ویژه در فصول بهار و تابستان هستند. اکثر آنها محوطه‌هایی برای اتراق و چادر زدن دارند. برخی از این آبشارها عبارتند از، آبشار ایج یا ده قلو، ساواشی، لاسم، چالو، باباکلا (رنگین کمان)، آلامل، اکاپل، شیخ موسی، هفت آبشار تیرکن، آبشار کیمون، هریجان، سواسره، شاهاندشت، زیار، یخی، تیمره، پرومه، آب پری، دریوک، شیخ علی خان، آبشار یخی، آبشار سوادکوه و غیره می‌باشد.
جوانی
جوانی به زمانی میان کودکی و میانسالی در زندگی هر فرد گفته می‌شود.]" به طور تقریبی برابر است با سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی " جوانی همچنین با نمود، طراوت، نیرومندی، روح و.. بعنوانِ شخصی که جوان است نیز تعریف شده است.





کاربرد
در سراسر جهان، اصطلاحات جوان و نورسیده غالباً به یک مفهوم گفته می‌شوند. جوانی به دوره‌ای از زندگی گفته می‌شود که نه کودکیست و نه بزرگسالی. بلکه جایی میانِ این دو است.وقتی می‌گوییم او جوان است جوانی، بعنوان مشخصه یک نگرش خاص از نوع رفتار شخص است. دوازدهم آگوست روز بین‌المللی جوانان توسط سازمان ملل متحد اعلام شده است.


اَمرَد
اَمرَد واژه‌ای فارسی به معنای پسر جوان بی‌ریش است؛ همچنین پسر جوانی که سبیلش دمیده ولی ریش درنیاورده باشد.این لغت امروزه تنها در ادبیات کلاسیک پارسی دیده می‌شود و کاربرد عامیانه ندارد. معنای اصطلاحی آن در فارسی و زبان‌های دیگر برابر مابون، ملووط و یا کونی است.امرد دگرگون واژه باستانی انمرد (ان + مرد) است که در آن پیشوند «اَن» (همریشه با نا) به معنای ضد، پلید و غیر می‌باشد (مانند ان در واژه انیران و انیرانی به معنای غیر ایران و نا ایرانی) ونیز مرد به معنای مرد (= رجل عربی) و در کل ساختار واژه امرد به معنای نامرد یا مرد پلید می‌باشدو کاربرد آن در معانی غلام (مفرد غلمان) مابون و کونی است. واژه امرد در ادب پارسی وزبان‌های ترکی و عربی و دیگر زبانها وارد گشته‌است و گاهی به جای واژه شاهد بکار می‌رود.





ورزش

ورزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند. ورزش می‌تواند به صورت رقابتی برگزار شود که در این صورت باید بر پایهٔ رشته قوانینی که مورد توافق همگان است، یک یا چند برنده در آن مشخص گردد که در این گونه ورزش‌ها شرکت کنندگان باید درجه‌ای از توانمندیهای مربوط به آن رشته را دارا باشند به ویژه در رده‌های بالاتر. هم اکنون با در نظر گرفتن ورزش‌های تک نفره، صدها رشتهٔ ورزشی وجود دارد. ورزش‌های گروهی می‌تواند افراد را در قالب دو یا چند گروه دسته بندی کند و تیم‌ها با هم رقابت کنند.اینکه گونه‌هایی از فعالیت‌های غیر فیزیکی وجود دارد که گاهی آن‌ها را به ورزش نسبت می‌دهند؛ برای نمونه می‌توان به ورق‌بازی و بازی‌های تخته‌ای اشاره کرد.

تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد:

برای نمونه رقابت های شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده ویژه مسابقات انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود.

رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند.

ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده‌است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت رسیده‌اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نیز جایگاه ویژه‌ای در مجامع بین‌المللی پیدا کرده‌است.

واژهٔ ورزش که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام تصویب «قانون ورزش اجباری در مدارس» در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۰۶ خورشیدی به‌طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده‌است.


توسعهٔ ورزش‌ها با توجه به گذشتهٔ کامل آن‌ها، مطالب مهمی را دربارهٔ دگرگونی‌های اجتماعی و دگرگونی‌های خود ورزش‌ها آشکار می نمایند.

کشف‌های بسیار مدرنی در فرانسه، آفریقا و استرالیا دربارهٔ هنر غارنشین‌ها وجود دارد (برای نمونه لاسکائوکس) که مربوط به زمان ماقبل تاریخ است اطلاعات زیادی دربارهٔ جشن‌های مذهبی و رفتار انسان‌ها از آن دوران را در دسترس قرار می‌دهد. دانشمندان با کمک تاریخ نویسی کربنی دریافته‌اند که پیشینهٔ برخی از این منابع به ۳۰۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد. شواهد مستقیم و کافی دربارهٔ ورزش از این منابع بدست نیامده‌است اما می‌توان این برداشت را داشت که فعالیت‌هایی در آن دوران وجود داشته که برابر ورزش در زمان ما می‌شده‌است.

واقعیت‌های هنری و ساختاری وجود دارد که نشان می‌دهد که در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح چینی‌ها با ورزش و فعالیت‌های شبیه آن سر و کار داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد که ورزش ژیمناستیک یکی از ورزش‌های پرطرفدار و عمومی در چین باستان بوده‌است. آثار باقیمانده از فرعونها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از ورزش‌ها، شامل شنا و ماهیگیری، بطور کامل توسعه یافته و تکمیل شده بود و بطور منظمی در چندین هزار سال قبل در مصر باستان انجام می‌شده‌اند. سایر ورزشهای مصر باستان شامل پرتاب نیزه، پرش ارتفاع و کشتی گرفتن بود. ورزش‌های ایران یا پرشیای باستان مانند هنر نظامی ایرانیان درزمان زرتشتیان ارتباط نزدیکی با مهارت‌های دفاعی و رزمی جنگی داشت. از رشته‌های ورزشی دیگری که در پرشیا رواج داشت از چوگان و شمشیربازی سوار بر اسب می‌توان نام برد. در اروپا، علائم باقیمانده از ایرلند باستان شمایلی از آماده کردن جنگاوران برای جنگ را نشان می‌دهد که یادآور ورزش هاکی ایرلندی در عصر حاضر است. پیشینه این تصاویر به ۱۳ قرن قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد.

شمار زیادی از رشته‌های ورزشی از قبیل، کشتی، دو، بکس، پرتاب نیزه، پرتاب دیسک، راندن گاری در زمان یونان باستان وجود داشته‌اند. این فعالیت‌ها ارتباط فرهنگ نظامی و توسعه ورزش در یونان باستان را نشان می‌دهد. از زمانی که یونانی‌ها المپیک را بوجود آوردند، ورزش بخشی از فرهنگ این کشور شده‌است. بازیهای المپیک در ابتدا هر چهار سال یکبار در المپیا (دهکده کوچکی در پلئوپونس) برگزار می‌شده‌است. از آن روزگار تا زمان حال این ورزشها به‌شکل فزاینده‌ای سازمان یافته‌تر شده‌اند و مقررات ویژه‌ای برای آنها تدوین شده‌است. صنعتی شدن زمان استراحت و تفریح بیشتری برای شهروندان کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه فراهم کرده و باعث شده مدت زمان بیشتری برای ورزش صرف کنند. چه به‌عنوان تماشاچی مسابقه‌های هیجان‌انگیز ورزشی و چه به‌عنوان شرکت کننده در اینگونه رقابت‌ها. این گرایش‌ها و تمایل‌ها با کارآیی مد یاوسایل ارتباط جمعی گسترده و ارتباطات جهانی وسیع ادامه دارد. حرفه‌ای شدن در یک ورزش یک مورد و امتیاز خاصی شده و بعلاوه بودن آنها محبوبیت ومردمی بودن ورزش‌ها را افزایش داده‌است، تا آن جا که طرفداران ورزش‌ها شروع به تبلیغ و نمایش ورزشکاران حرفه‌ای از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت کرده اند—که همه آنها در تمرین‌ها و رقابتهای ورزشی با ورزش‌های آماتور شرکت و نقش دارند.

فوتبال محبوب‌ترین و مردمی‌ترین ورزش در سطح جهان است.


آریایی‌ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریان‌ها یا آریایی‌ها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آن‌ها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌دهند.

اینان مردانی بودند که به عنوان سرباز مزدور زندگی می‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌دادند که می‌بایست یک روز جانشین امرایی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند. اریخ مهاجرت


بنابراین آریان‌ها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده‌است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمایی از اصول متداول این مردم بوده‌است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و به قهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتی که آریان‌ها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریایی‌ها – سکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریان‌ها به شکل ملوک الطوایفی می‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را به عهده می‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات به وجود آمد. در آن زمان هیچ یک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریایی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری‌ها، در مغرب مادها و در جنوب پارس‌ها.

آن چه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماد گی قوم آریایی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملا مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داشت.

روحیه ورزشکاری: تحریک و تحرک بخشیدن به ورزشها اغلب یک حالت ووسیله بیاد ماندنی نمی‌باشد. برای مثال، پیشقدمان دریانوردی و قایق رانی اغلب می‌گفتند که اغلب مسابقه قایق‌های باد شونده به معنی تحریک بخشیدن به مهارتهای یادگیرندگان قایق رانی و دریانوردی است. اما با وجود این، اغلب مهارتهای محرک برای افزایش قابلیت کارآیی و عملکرد در موقع رقابت بیشتر از یادگیری باهم ادغام می‌شوند. روحیه ورزشکاری یک روحیه یا حالتی را بیان می‌کند که از آن فعالیت یا رقابت بخاطر خود آن لذت می‌برند. این حالت عاطفی معروف توسط خبرنگار ورزشی Grantland Rice به این صورت معنی می‌شود که مهم نیست که شما برنده یا بازنده شدید بلکه این مهم است که بازی را انجام داده‌اید. ، " و شعار المپیک مدرن که توسط بنیان گذار آن پییر د کوبرتن این است. مهمترین چیز این نیست که برنده نشدید اما این است که شما شرکت کردید، نمونه‌هایی از بیان این حالت عاطفی مناسب هستند. بیان می‌شود.

اما اغلب فشار برای رقابت یا یک تمایل فردی برای احراز کارآیی مانند فشار و زور تکنولوژیمی تواند بر بازی لذت بخش و رقابت عادلانه توسط شرکت کنندگان تاثیر بگذارد.

افراد مسئول برای فعالیتهای تفریحی اغلب در جستجوی شناخته شدن و کسب احترام در ورزشها هستند که با پیوستن به فدراسیون ورزشها مانند کمیته بین المللی المپیک یا با تشکیل هیئت منظم وقانونی اقدام به این کار می‌کنند. دراین صورت ورزشها از حالت تفریحی به حالت رسمی عوض می‌شوند: در ارتباط با اعضای جدید اخیر از قبیل دوچرخه سواران کوهنوردان برفی، و کشتی گیران هستند بعضی از این فعالیتها جنبه عمومی و همگانی دارند اما شکل گیری غیر یکسان در فرمهای مختلف برای مدت زمان طولانی دوام داشته‌است. در حقیقت، مققرات رسمی ورزشها در ارتباط با زندگی مدرن و توسعه فزاینده‌است.

روحیه ورزشکاری، تحت هر اسمی مربوط به رفتار رقابت کننده در قبل، در طی و بعد از رقابت می‌باشد. نه تنها اگر یک ورزشکار برنده شود باید روحیه ورزشکاری خوبی داشته باشد وآن را حفظ کند بلکه اگر او ببازد باید همچنین این روحیه را حفظ کند. برای مثال در فوتبال روحیه ورزشکاری چنان ملاحضه شده‌است که برای معالجه یک ورزشکار زخمی از طرف مقابل توپ را به بیرون از زمین بازی شوت می‌کند که امکان معالجه او را فراهم سازند. بطور دوجانبه تیم دیگر انتظار دارد که توپ را در موقع پرتاب به داخل زمین بازی دریافت کند

خشونت در ورزشها شامل رد شدن از روی خط رقابت عادلانه و ایجاد خشونت و دعوا است. ورزشکاران، مربیان، طرفداران آنها و والدین بعضی وقتها رفتار خشونت آمیز را بر علیه افراد یا املاک و تاسیسات در نمایش ناراحتی از عادلانه بودن نمایش، احاطه طرف مقابل و عصبانیت یا جشن و سرور در پیش می‌گیرند.
ساعت : 12:57 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
عصر جوان | next page | next page